سطح A1فعل

tagen

روز برگزار شدن

English: to meet, to convene

صرف فعل tagen

حال
er tagt
گذشته‌ی ساده
tagte
پرفکت
hat getagt
امری
tag! / tagt!
  • ich tage
  • du tagst
  • er/sie/es tagt
  • wir tagen
  • ihr tagt
  • sie tagen

جمله‌ی مثال با tagen

  • Der Ausschuss tagt jeden Montag im Rathaus.

    کمیته هر دوشنبه در شهرداری جلسه برگزار می‌کند.

«tagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.