استرس زدن، تحت فشار گذاشتن
English: to stress, to put under pressure
Die Arbeit stresst mich sehr.
کار خیلی به من استرس میدهد.
Die vielen Termine stressen mich sehr.
قرارهای زیاد من را خیلی تحت فشار میگذارد.
«stressen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.