سطح B2فعل

belasten

بار کردن، فشار آوردن

English: to burden, to strain

صرف فعل belasten

حال
er belastet
گذشته‌ی ساده
belastete
پرفکت
hat belastet
امری
belaste! / belastet!
  • ich belaste
  • du belastest
  • er/sie/es belastet
  • wir belasten
  • ihr belastet
  • sie belasten

جمله‌ی مثال با belasten

  • Diese Pillen belasten die Leber.

    این قرص‌ها به کبد فشار می‌آورند.

«belasten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.