سطح C2فعل

statten

مجهز کردن، آراستن

English: to equip, to furnish

صرف فعل statten

حال
er stattet
گذشته‌ی ساده
stattete
پرفکت
hat gestattet
امری
statte! / stattet!
  • ich statte
  • du stattest
  • er/sie/es stattet
  • wir statten
  • ihr stattet
  • sie statten

جمله‌ی مثال با statten

  • Viele Leute statten dem nächstgelegenen Shintoschrein zu Neujahr einen Besuch ab.

    بسیاری از مردم در سال نو به نزدیک‌ترین معبد شینتو سر می‌زنند.

«statten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.