انباشتن، رویهم گذاشتن
English: to stack, to pile up
Ich will erst noch das Holz stapeln.
اول میخواهم هیزمها را روی هم بچینم.
Wir müssen diese Kisten vorsichtig stapeln.
ما باید این جعبهها را با احتیاط روی هم بچینیم.
«stapeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.