سطح A2فعل

stapeln

انباشتن، روی‌هم گذاشتن

English: to stack, to pile up

صرف فعل stapeln

حال
er stapelt
گذشته‌ی ساده
stapelte
پرفکت
hat gestapelt
امری
staple! / stapelt!
  • ich staple
  • du stapelst
  • er/sie/es stapelt
  • wir stapeln
  • ihr stapelt
  • sie stapeln

جمله‌ی مثال با stapeln

  • Ich will erst noch das Holz stapeln.

    اول می‌خواهم هیزم‌ها را روی هم بچینم.

  • Wir müssen diese Kisten vorsichtig stapeln.

    ما باید این جعبه‌ها را با احتیاط روی هم بچینیم.

«stapeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.