سطح C2فعل

sprudeln

جوشیدن، فوران کردن

English: to bubble, to gush

صرف فعل sprudeln

حال
er sprudelt
گذشته‌ی ساده
sprudelte
پرفکت
ist gesprudelt
امری
sprudele! / sprudelt!
  • ich sprudele
  • du sprudelst
  • er/sie/es sprudelt
  • wir sprudeln
  • ihr sprudelt
  • sie sprudeln

جمله‌ی مثال با sprudeln

  • Das Mineralwasser sprudelt stark.

    آب معدنی به شدت جوش است.

«sprudeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.