سطح B2فعل

spinnen

ریسیدن، خیال‌بافی کردن

English: to spin, to fantasize

صرف فعل spinnen

حال
er spinnt
گذشته‌ی ساده
spann
پرفکت
hat gesponnen
امری
spinn! / spinnt!
  • ich spinne
  • du spinnst
  • er/sie/es spinnt
  • wir spinnen
  • ihr spinnt
  • sie spinnen

جمله‌ی مثال با spinnen

  • Spinnen spinnen Netze.

    عنکبوت‌ها تار می‌تنند.

«spinnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.