سطح C2فعل

spiegeln

بازتاب کردن

English: to reflect

صرف فعل spiegeln

حال
er spiegelt
گذشته‌ی ساده
spiegelte
پرفکت
hat gespiegelt
امری
spiegle! / spiegelt!
  • ich spiegle
  • du spiegelst
  • er/sie/es spiegelt
  • wir spiegeln
  • ihr spiegelt
  • sie spiegeln

جمله‌ی مثال با spiegeln

  • Die Berge spiegeln sich im See.

    کوه‌ها توی دریاچه منعکس می‌شن.

«spiegeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.