سطح B1فعل

sich erholen

تجدید قوا کردن / استراحت کردن

English: to recover, to rest

صرف فعل sich erholen

حال
er erholt sich
گذشته‌ی ساده
erholte sich
پرفکت
hat sich erholt

جمله‌ی مثال با sich erholen

  • Im Urlaub möchte ich mich nur erholen.

    در تعطیلات من فقط می‌خواهم استراحت (تجدید قوا) کنم.

مترادف و متضاد

«sich erholen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.