[ˈzeːən]
دیدن
معنی، مثال و مترادفِ sehen ←Ich sehe den Vogel dort.
من آن پرنده را آنجا میبینم.
Er sieht den Film im Kino.
او فیلم را در سینما میبیند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی