بهسختی، دشوار
English: hardly, with difficulty
Die Dämonen, weiß ich, wird man schwerlich los.
میدانم که خلاص شدن از شرِ دیوها کار آسانی نیست.
«schwerlich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.