قاچاق کردن
English: to smuggle
Maria versuchte, in einem Kuchen eine Eisensäge ins Gefängnis zu schmuggeln.
ماریا سعی کرد یک ارهی آهنی را داخل یک کیک به زندان قاچاق کند.
«schmuggeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.