سطح C1فعل

schmuggeln

قاچاق کردن

English: to smuggle

صرف فعل schmuggeln

حال
er schmuggelt
گذشته‌ی ساده
schmuggelte
پرفکت
hat geschmuggelt
امری
schmuggle! / schmuggelt!
  • ich schmuggle
  • du schmuggelst
  • er/sie/es schmuggelt
  • wir schmuggeln
  • ihr schmuggelt
  • sie schmuggeln

جمله‌ی مثال با schmuggeln

  • Maria versuchte, in einem Kuchen eine Eisensäge ins Gefängnis zu schmuggeln.

    ماریا سعی کرد یک اره‌ی آهنی را داخل یک کیک به زندان قاچاق کند.

«schmuggeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.