سطح B2فعل

schikanieren

آزار رساندن، شکنجه کردن

English: to harass, to torment

صرف فعل schikanieren

حال
er schikaniert
گذشته‌ی ساده
schikanierte
پرفکت
hat schikaniert
امری
schikanier! / schikaniert!
  • ich schikaniere
  • du schikanierst
  • er/sie/es schikaniert
  • wir schikanieren
  • ihr schikaniert
  • sie schikanieren

جمله‌ی مثال با schikanieren

  • Also warum schikanieren Sie den Mann?

    خب چرا دارید اذیتش می‌کنید؟

«schikanieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.