سطح A1فعل

sauber machen

تمیز کردن

English: to clean

صرف فعل sauber machen

حال
er macht sauber
گذشته‌ی ساده
er machte sauber
پرفکت
er hat saubergemacht

جمله‌ی مثال با sauber machen

  • Ich mache das Bad sauber.

    من حمام را تمیز می‌کنم.

مترادف و متضاد

مترادف

«sauber machen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.