سطح C1فعل

sabotieren

خرابکاری کردن

English: to sabotage

صرف فعل sabotieren

حال
er sabotiert
گذشته‌ی ساده
sabotierte
پرفکت
hat sabotiert
امری
sabotier! / sabotiert!
  • ich sabotiere
  • du sabotierst
  • er/sie/es sabotiert
  • wir sabotieren
  • ihr sabotiert
  • sie sabotieren

جمله‌ی مثال با sabotieren

  • Sie versuchten, das Projekt zu sabotieren.

    آنها سعی کردند پروژه را خرابکاری کنند.

«sabotieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.