سطح C2فعل

reinwaschen

تبرئه کردن

English: to exonerate, to clear

صرف فعل reinwaschen

حال
er wäscht rein
گذشته‌ی ساده
wusch rein
پرفکت
hat reingewaschen
امری
wasch rein! / wascht rein!
  • ich wasche rein
  • du wäschst rein
  • er/sie/es wäscht rein
  • wir waschen rein
  • ihr wascht rein
  • sie waschen rein

جمله‌ی مثال با reinwaschen

  • In unsauberem Wasser mag man sich nicht reinwaschen.

    در آبِ کثیف آدم دلش نمی‌خواهد خودش را بشوید.

«reinwaschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.