چیدن، ردیف کردن
English: to line up
Sie reihte die Perlen zu einer Kette auf.
او مهرهها را بهصورت یک گردنبند ردیف کرد.
«reihen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.