سطح C1فعل

reflektieren

بازتاب کردن، تأمل کردن

English: to reflect, to contemplate

صرف فعل reflektieren

حال
er reflektiert
گذشته‌ی ساده
reflektierte
پرفکت
hat reflektiert
امری
reflektiere! / reflektiert!
  • ich reflektiere
  • du reflektierst
  • er/sie/es reflektiert
  • wir reflektieren
  • ihr reflektiert
  • sie reflektieren

جمله‌ی مثال با reflektieren

  • Deine Augen reflektieren das Echo meiner Stimme.

    چشمانت پژواک صدای مرا بازتاب می‌دهند.

«reflektieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.