سطح B1فعل

überlegen

فکر کردن / تامل کردن

English: to think over, to consider

صرف فعل überlegen

حال
er überlegt
گذشته‌ی ساده
überlegte
پرفکت
hat überlegt
امری
leg über! / legt über!
  • ich lege über
  • du legst über
  • er/sie/es legt über
  • wir legen über
  • ihr legt über
  • sie legen über

جمله‌ی مثال با überlegen

  • Ich muss mir das noch überlegen.

    باید در این مورد هنوز فکر کنم.

مترادف و متضاد

«überlegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.