سطح B1فعل

recherchieren

تحقیق کردن

English: to research

صرف فعل recherchieren

حال
er recherchiert
گذشته‌ی ساده
recherchierte
پرفکت
hat recherchiert
امری
recherchiere! / recherchiert!
  • ich recherchiere
  • du recherchierst
  • er/sie/es recherchiert
  • wir recherchieren
  • ihr recherchiert
  • sie recherchieren

جمله‌ی مثال با recherchieren

  • Ich habe im Internet recherchiert.

    من در اینترنت تحقیق کردم.

مترادف و متضاد

«recherchieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.