سطح C1فعل

rausschmeißen

بیرون انداختن، اخراج کردن

English: to throw out, to kick out

صرف فعل rausschmeißen

حال
er schmeißt raus
گذشته‌ی ساده
schmiss raus
پرفکت
hat rausgeschmissen
امری
schmeiß raus! / schmeißt raus!
  • ich schmeiße raus
  • du schmeißt raus
  • er/sie/es schmeißt raus
  • wir schmeißen raus
  • ihr schmeißt raus
  • sie schmeißen raus

جمله‌ی مثال با rausschmeißen

  • Du kannst Tom nicht rausschmeißen.

    تو نمی‌تونی تام رو بیرون کنی.

«rausschmeißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.