آویزان کردن بیرون
English: to hang out
Ich hasse es, den Chef raushängen zu lassen.
از این که بخواهم رئیسبازی دربیاورم متنفرم.
«raushängen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.