سطح C2فعل

rätseln

حدس زدن، معما حل کردن

English: to puzzle, to guess

صرف فعل rätseln

حال
er rätselt
گذشته‌ی ساده
rätselte
پرفکت
hat gerätselt
امری
rätsel! / rätselt!
  • ich rätsel
  • du rätselst
  • er/sie/es rätselt
  • wir rätseln
  • ihr rätselt
  • sie rätseln

جمله‌ی مثال با rätseln

  • Wir rätseln über die Lösung des Rätsels.

    ما درباره‌ی حل معما حدس می‌زنیم.

«rätseln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.