سطح C2فعل

rationieren

جیره‌بندی کردن

English: to ration

صرف فعل rationieren

حال
er rationiert
گذشته‌ی ساده
rationierte
پرفکت
hat rationiert
امری
rationier! / rationiert!
  • ich rationiere
  • du rationierst
  • er/sie/es rationiert
  • wir rationieren
  • ihr rationiert
  • sie rationieren

جمله‌ی مثال با rationieren

  • Die Nahrungsmittelvorräte waren knapp und wir mussten den dürftigen Rest rationieren.

    ذخایر غذایی کم بود و مجبور شدیم باقی‌مانده‌ی اندک را جیره‌بندی کنیم.

«rationieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.