[ʁat͡si̯oˈniːʁən]
جیرهبندی کردن
معنی، مثال و مترادفِ rationieren ←Die Nahrungsmittelvorräte waren knapp und wir mussten den dürftigen Rest rationieren.
ذخایر غذایی کم بود و مجبور شدیم باقیماندهی اندک را جیرهبندی کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی