سطح B2فعل

rasieren

تراشیدن

English: to shave

صرف فعل rasieren

حال
er rasiert
گذشته‌ی ساده
rasierte
پرفکت
hat rasiert
امری
rasier! / rasiert!
  • ich rasiere
  • du rasierst
  • er/sie/es rasiert
  • wir rasieren
  • ihr rasiert
  • sie rasieren

جمله‌ی مثال با rasieren

  • Du mußt dich rasieren.

    باید ریش‌هایت را بتراشی.

«rasieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.