سطح B2فعل

rahmen

قاب زدن

English: to frame

صرف فعل rahmen

حال
er rahmt
گذشته‌ی ساده
rahmte
پرفکت
hat gerahmt
امری
rahm! / rahmt!
  • ich rahme
  • du rahmst
  • er/sie/es rahmt
  • wir rahmen
  • ihr rahmt
  • sie rahmen

جمله‌ی مثال با rahmen

  • Ich ließ das Bild rahmen.

    عکس را قاب گرفتم.

«rahmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.