سطح C2فعل

projizieren

تصویر کردن، پخش کردن

English: to project, to screen

صرف فعل projizieren

حال
er projiziert
گذشته‌ی ساده
projizierte
پرفکت
hat projiziert
امری
projiziere! / projiziert!
  • ich projiziere
  • du projizierst
  • er/sie/es projiziert
  • wir projizieren
  • ihr projiziert
  • sie projizieren

جمله‌ی مثال با projizieren

  • Wir projizieren das Bild an die Wand.

    ما تصویر را روی دیوار پخش می‌کنیم.

«projizieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.