سطح B1فعل

pfeifen

سوت زدن

English: to whistle

صرف فعل pfeifen

حال
er pfeift
گذشته‌ی ساده
pfiff
پرفکت
hat gepfiffen
امری
pfeif! / pfeift!
  • ich pfeife
  • du pfeifst
  • er/sie/es pfeift
  • wir pfeifen
  • ihr pfeift
  • sie pfeifen

جمله‌ی مثال با pfeifen

  • Der Schiedsrichter pfeift das Spiel an.

    داور بازی را با سوت آغاز می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«pfeifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.