سطح C2فعل

pausieren

مکث کردن، توقف

English: to pause, to take a break

صرف فعل pausieren

حال
er pausiert
گذشته‌ی ساده
pausierte
پرفکت
hat pausiert
امری
pausiere! / pausiert!
  • ich pausiere
  • du pausierst
  • er/sie/es pausiert
  • wir pausieren
  • ihr pausiert
  • sie pausieren

جمله‌ی مثال با pausieren

  • Lass uns hier pausieren, ich kann nicht mehr.

    بخشیم اینجا برمی‌گردیم، نمی‌توانیم ادامه‌ای داشته باشیم.

«pausieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.