سطح B2فعل

unterbrechen

قطع کردن، مختل کردن

English: to interrupt

صرف فعل unterbrechen

حال
er unterbricht
گذشته‌ی ساده
unterbrach
پرفکت
hat unterbrochen
امری
unterbrich! / unterbrecht!
  • ich unterbreche
  • du unterbrichst
  • er/sie/es unterbricht
  • wir unterbrechen
  • ihr unterbrecht
  • sie unterbrechen

جمله‌ی مثال با unterbrechen

  • Darf ich unterbrechen?

    می‌توانم حرفتان را قطع کنم؟

«unterbrechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.