سطح C2فعل

parieren

اطاعت کردن، فرمان بردن

English: to obey

صرف فعل parieren

حال
er pariert
گذشته‌ی ساده
parierte
پرفکت
hat pariert
امری
parier! / pariert!
  • ich pariere
  • du parierst
  • er/sie/es pariert
  • wir parieren
  • ihr pariert
  • sie parieren

جمله‌ی مثال با parieren

  • Der Hund pariert sofort, wenn sein Herr ruft.

    سگ به محض اینکه صاحبش صدا می‌زند، فوراً اطاعت می‌کند.

«parieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.