سطح B2فعل

orten

مکان‌یابی کردن

English: to locate

صرف فعل orten

حال
er ortet
گذشته‌ی ساده
ortete
پرفکت
hat geortet
امری
orte! / ortet!
  • ich orte
  • du ortest
  • er/sie/es ortet
  • wir orten
  • ihr ortet
  • sie orten

جمله‌ی مثال با orten

  • Kannst du das Handy orten?

    می‌تونی گوشی رو ردیابی کنی؟

«orten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.