مکانیابی، تعیین موقعیت
English: location, positioning
Die Ortung des gestohlenen Autos dauerte nur eine Stunde.
مکانیابی ماشین دزدیدهشده فقط یک ساعت طول کشید.
«Ortung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.