تنبیه شدن (مدرسه)
English: to serve detention
Ich haßte es, nachsitzen zu müssen.
از جریمهی بعد از کلاس موندن متنفر بودم.
«nachsitzen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.