[ˈnaːxˌzɪt͡sn̩]
تنبیه شدن (مدرسه)
معنی، مثال و مترادفِ nachsitzen ←Ich haßte es, nachsitzen zu müssen.
از جریمهی بعد از کلاس موندن متنفر بودم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی