درک کردن (احساس دیگری)، همدردی کردن
English: to empathize, to understand someone's feelings
Ich kann deine Enttäuschung gut nachfühlen.
من میتوانم ناامیدیات را کاملاً درک کنم.
«nachfühlen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.