سطح C2فعل

nachfühlen

درک کردن (احساس دیگری)، همدردی کردن

English: to empathize, to understand someone's feelings

صرف فعل nachfühlen

حال
er fühlt nach
گذشته‌ی ساده
fühlte nach
پرفکت
hat nachgefühlt
امری
fühl nach! / fühlt nach!
  • ich fühle nach
  • du fühlst nach
  • er/sie/es fühlt nach
  • wir fühlen nach
  • ihr fühlt nach
  • sie fühlen nach

جمله‌ی مثال با nachfühlen

  • Ich kann deine Enttäuschung gut nachfühlen.

    من می‌توانم ناامیدی‌ات را کاملاً درک کنم.

«nachfühlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.