سطح C2فعل

masten

دکل‌گذاری، نصب دکل

English: to build a tower, install a tower (verb)

صرف فعل masten

حال
er mastet
گذشته‌ی ساده
mastete
پرفکت
hat gemastet
امری
maste! / mastet!
  • ich maste
  • du mastest
  • er/sie/es mastet
  • wir masten
  • ihr mastet
  • sie masten

جمله‌ی مثال با masten

  • Die Crew musste das Schiff neu masten.

    خدمه مجبور بودند دکل‌های کشتی را دوباره نصب کنند.

«masten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.