مانور دادن
English: to maneuver
Der Kapitän musste das Schiff vorsichtig manövrieren.
کاپیتان مجبور بود کشتی را با احتیاط مانور دهد.
«manövrieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.