سطح C2فعل

manövrieren

مانور دادن

English: to maneuver

صرف فعل manövrieren

حال
er manövriert
گذشته‌ی ساده
manövrierte
پرفکت
hat manövriert
امری
manövrier! / manövriert!
  • ich manövriere
  • du manövrierst
  • er/sie/es manövriert
  • wir manövrieren
  • ihr manövriert
  • sie manövrieren

جمله‌ی مثال با manövrieren

  • Der Kapitän musste das Schiff vorsichtig manövrieren.

    کاپیتان مجبور بود کشتی را با احتیاط مانور دهد.

«manövrieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.