سطح C2فعل

dirigieren

رهبری کردن

English: to conduct, to direct

صرف فعل dirigieren

حال
er dirigiert
گذشته‌ی ساده
dirigierte
پرفکت
hat dirigiert
امری
dirigier! / dirigiert!
  • ich dirigiere
  • du dirigierst
  • er/sie/es dirigiert
  • wir dirigieren
  • ihr dirigiert
  • sie dirigieren

جمله‌ی مثال با dirigieren

  • Um ein Orchester zu dirigieren, braucht es eine Menge musikalisches Feingefühl.

    برای رهبری یک ارکستر، به حس موسیقایی زیادی نیاز است.

«dirigieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.