سطح A1فعل

müssen

مجبور بودن / بایستن

English: to have to, must

صرف فعل müssen

حال
er muss
گذشته‌ی ساده
musste
پرفکت
hat gemusst
امری
—! / —!
  • ich muss
  • du musst
  • er/sie/es muss
  • wir müssen
  • ihr —
  • sie müssen

جمله‌ی مثال با müssen

  • Bei Rot musst du stehen bleiben.

    هنگام چراغ قرمز باید توقف کنی.

  • Ich muss jetzt gehen.

    من الان باید بروم.

مترادف و متضاد

«müssen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.