مجبور بودن / بایستن
English: to have to, must
Bei Rot musst du stehen bleiben.
هنگام چراغ قرمز باید توقف کنی.
Ich muss jetzt gehen.
من الان باید بروم.
«müssen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.