سطح B2فعل

losgehen

شروع شدن

English: to start, set off

صرف فعل losgehen

حال
er geht los
گذشته‌ی ساده
ging los
پرفکت
ist losgegangen
امری
geh los! / geht los!
  • ich gehe los
  • du gehst los
  • er/sie/es geht los
  • wir gehen los
  • ihr geht los
  • sie gehen los

جمله‌ی مثال با losgehen

  • Lass uns losgehen.

    بزن بریم.

«losgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.