سطح A1فعل

liegen

دراز کشیده بودن / واقع بودن

English: to be lying, to be located

صرف فعل liegen

حال
er liegt
گذشته‌ی ساده
lag
پرفکت
hat gelegen
امری
lieg! / liegt!
  • ich liege
  • du liegst
  • er/sie/es liegt
  • wir liegen
  • ihr liegt
  • sie liegen

جمله‌ی مثال با liegen

  • Das Buch liegt auf dem Tisch.

    کتاب روی میز قرار دارد.

مترادف و متضاد

مترادف

«liegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.