سطح C2فعل

lichten

روشن کردن، کم کردن

English: to clear, to thin out

صرف فعل lichten

حال
er lichtet
گذشته‌ی ساده
lichtete
پرفکت
hat gelichtet
امری
licht! / lichtet!
  • ich lichte
  • du lichtest
  • er/sie/es lichtet
  • wir lichten
  • ihr lichtet
  • sie lichten

جمله‌ی مثال با lichten

  • Der Nebel fing an, sich zu lichten.

    مه شروع کرد به کم شدن.

«lichten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.