سطح C2فعل

schrumpfen

کوچک شدن

English: to shrink

صرف فعل schrumpfen

حال
er schrumpft
گذشته‌ی ساده
schrumpfte
پرفکت
ist geschrumpft
امری
schrumpf! / schrumpft!
  • ich schrumpfe
  • du schrumpfst
  • er/sie/es schrumpft
  • wir schrumpfen
  • ihr schrumpft
  • sie schrumpfen

جمله‌ی مثال با schrumpfen

  • Die Lohntüten hörten nicht auf zu schrumpfen.

    حقوق‌ها مدام داشت آب می‌رفت.

«schrumpfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.