سطح A1فعل

leben

زندگی کردن

English: to live

صرف فعل leben

حال
er lebt
گذشته‌ی ساده
lebte
پرفکت
hat gelebt
امری
lebe! / lebt!
  • ich lebe
  • du lebst
  • er/sie/es lebt
  • wir leben
  • ihr lebt
  • sie leben

جمله‌ی مثال با leben

  • Sie leben zusammen in Hamburg.

    آنها با هم در هامبورگ زندگی می‌کنند.

مترادف و متضاد

مترادف

«leben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.