سطح B1فعل

laden

بار زدن / شارژ کردن

English: to load, to charge

صرف فعل laden

حال
er lädt
گذشته‌ی ساده
lud
پرفکت
hat geladen
امری
lade! / ladet!
  • ich lade
  • du lädst
  • er/sie/es lädt
  • wir laden
  • ihr ladet
  • sie laden

جمله‌ی مثال با laden

  • Bitte lade dein Handy über Nacht.

    لطفاً گوشی‌ات را شبانه شارژ کن.

مترادف و متضاد

مترادف

متضاد

«laden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.