سطح C2فعل

lähmen

فلج کردن

English: to paralyze

صرف فعل lähmen

حال
er lähmt
گذشته‌ی ساده
lähmte
پرفکت
hat gelähmt
امری
lähme! / lähmt!
  • ich lähme
  • du lähmst
  • er/sie/es lähmt
  • wir lähmen
  • ihr lähmt
  • sie lähmen

جمله‌ی مثال با lähmen

  • Kein Fürchten soll mich lähmen.

    هیچ ترسی نباید مرا فلج کند.

«lähmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.