سطح C2فعل

kursieren

رایج بودن، شایع بودن

English: to circulate, to be current

صرف فعل kursieren

حال
er kursiert
گذشته‌ی ساده
kursierte
پرفکت
hat kursiert
امری
kursiere! / kursiert!
  • ich kursiere
  • du kursierst
  • er/sie/es kursiert
  • wir kursieren
  • ihr kursiert
  • sie kursieren

جمله‌ی مثال با kursieren

  • Über Tom kursieren verschiedene Gerüchte.

    شایعات مختلفی درباره تام می‌چرخد.

«kursieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.