سطح B2فعل

kriechen

خزیدن، چهار دست و پا رفتن

English: to crawl, to creep

صرف فعل kriechen

حال
er kriecht
گذشته‌ی ساده
kroch
پرفکت
ist gekrochen
امری
kriech! / kriecht!
  • ich krieche
  • du kriechst
  • er/sie/es kriecht
  • wir kriechen
  • ihr kriecht
  • sie kriechen

جمله‌ی مثال با kriechen

  • Schnecken kriechen, Käfer krabbeln ...

    حلزون‌ها می‌خزند، سوسک‌ها می‌دوند...

«kriechen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.